Ruled By Secrecy & 9/11
Ruled By Secrecy اسم کتابیه که جیم مارس نویسنده آمریکایی در سال 2001 نوشت. این کتاب در واقع توضیح میده که چگونه اجتماعات مخفی و قدرتمندی وجود دارند که مسیر حرکت جهان رو به تصویر میکشند. چگونه اجتماعات و مردان سیاست رو کنترل میکنند. این در اصطلاح » دولت در سایه » خوانده میشه. در این کتاب بخوبی در زمینه تئوری توطئه مطالعه شده و نقش رسانه رو به عنوان بزرگترین اهرم این جامعه مخفی نشون میده. حادثه یازده سپتامبر سال 2001 به عنوان مرموز ترین و پیچیده ترین حملات تروریستی در سده جدید شناخته میشه. جایی که سوالات فراوانی وجود داره که هنوز پاسخی به اون داده نشده.
بلامی در سال 2006 در کنسرت ریدینگ و لیدز بر پشت تیشرت اش نوشته ی » Terror Storm » (یک مستند درباره تئوری توطعه توسط الکس جونز. در فروشگاه موجود است) به چشم میخورد و بعد از کنسرت در این مورد گفت : یه سری به گوگل بزنید و Terror Storm رو تایپ کنید مطمئنا چیز جالبی خواهید دید. آیا ما واقعا باید باور کنیم که مردی در یک غار درافغانستان مدیریت و برنامه ریزی ناباورانه ترین حمله تروریستی در تاریخ آمریکا رو عهده دار بوده ؟فکر میکنم یازده سپتامبر یک توطعه داخلی بوده که توسط یک گروه بسیار قدرتمند انجام شد و این بهانه رو به اون ها داد تا به قصد ذخایر نفتی و منابع طبیعی به عراق حمله کنند.
هر چند بلامی بعد ها در مصاحبه ای گفت که به این موضوع اعتقاد نداره ولی مصاحبه و نوشته های متفاوتی تایید صحبت های بالای بلامیه. در واقع شاید متیو هم حق داشته باشه که نظرش رو خفیف تر ادا کنه به هر حال خیلی ها دوست ندارن و نمیخوان قبول کنن که ممکن دولتی که خودشون بهش رای دادن باعث و بانی تمام این قضایا باشه و یا اینکه بلامی نقش مخرب دولت وقت رو کمتر دیده . چارلی شین ( Charlie Sheen ) کمدین معروف هالیوود هم از جمله کسایی بود که در این زمینه به تحقیق پرداخت و صد البته هیچکس دوست نداشت به این فکر کنه که ممکنه دسیسه ای در کار باشه برای همین نقد های تندی علیه اش نوشته شد و از همه جهات مورد حمله قرار گرفت. او از معدود هنرمندان هالیوودی بود که علنی لب به انتقاد گشود.( شین همچنان در فیلم مستند طوفان ترور حضور داره)
رسانه و حکمرانی
در واقع این نیروی مخفی اداره کل دنیا رودر اختیار داره و از دوران قدیم هم بوده. مسیر زندگی ما رو تعیین میکنه و یکی از اون مسیر ها بحث فرهنگی اونه. این که این ابر رسانه ی جمعی قدرت تغییر شیوه و تفکرات ما رو دارند. مثلا خیلی از ما مردم طالب موفقیت هستیم . این چیز بدی نیست . هرگز. اما وقتی با خیلی از دوستان هم صحبت میشی واژه موفقیت رو در ثروت – ماشین های مدل بالا – خانه های مجلل یا تلاش برای صرفا متفاوت بودن از بقیه و یا بهترین بودن در کار خلاصه کرد. نکته جالب اینجاست که تمام اینها هیچگدام بد نیستند اما کافیه تنها نگاهی کوچک به تعداد مجله ها و کتاب های منتشر شده و ترجمه شده در زمینه موفقیت بکنید. همه چیز آماده اس تا شما در مدت زمان کوتاهی بسیاری از آداب رفتاری ایده آل و اصول موفقیت رو یاد بگیرید. برای مثال در کتاب راز که کتابی فرمول گراست به شما میگه انرژی مثبت و تفکر مثبت تعیین کننده برای آینده شماست.این اما جایی میاد و با ترس شما بازی میکنه و مجبورتون میکنه که فقط مثبت فکر کنید. فکر مثبت تنها را راه موفقیت هست اما نه تا جایی که دیگه فکر کنیم که هیچ مانعی در کار نخواهد بود و مادامی که ما با این فرکانس جلو بریم برای ما هیچ ناخواسته ای اتفاق نمیافته.
برای مثال در جایی از کتاب میخونیم که میگه اگر میبینیم که یک هواپیما سقوط میکنه و همگی سرنشین هاش کشته میشن پس حتما فرکانس و انرژی منفی خود مسافر ها بوده که در نهایت باعث مرگشون شده. این جور کورکورانه قضاوت کردن بسیار مزخرف هست. از این گذشته متیو در مصاحبه اش با مجله کرانگ در مورد اینکه چرا ما داریم همگی در یک مسیر مشابه قدم بر میداریم حرف های جالبی زده.
در یک گروه موسیقی بودن مزایای زیادی داره. اینکه به هر کشوری سفر کنی و از این سیستم بیرون بیای و آزادانه فکر کنی. سیستم تحصیلی جهان غربی که ما داریم واقعا چیز مزخرفیه . در یک سن حساس و بسیار تاثیر پذیر از خانواده ات به دور میشی ومخ ات رو با یک مشت مزخرفات و دروغ پر میکنن تا فکر کنی شیوه زندگی در غرب اخلاقی و پایداره در حالی که نیست. در حالی از مدرسه خارج میشی که تنها به یکچیر فکر میکنی : اینکه از نظز اقتصادی موفق باشی. تشویق میشی که برده سیستم بانکداری باشی. در دوران مدرسه حس میکردم که یک چیزی سر جاش نیست حالا دارم بهش میرسم. از اون نورم که جدا بشی میتونی آزادانه فکر کنی و این چیزیه که در سیستم تحصیلی و رسانه ( عام ) به شدت نفی میشه. اگر آزادی فکری داشته باشی یا بهت لقب دیوانه میدن یا یک آدم غریبه بشمار میای.
و اگر نگاهی به اطرافمون بندازیم براحتی قابل درکه. تبلیغ های شدید بانک ها در کشور خودمون و رشد قارچ گونه اون ها که هر روز خدا باید انتظار تاسیس یک بانک دیگه رو داشته باشیم. اگر به رسانه نگاهی بنداریم متوجه میشیم که ترویج فرهنگ ایده آلیسم به شدت رو به افزایشه. از طرفی تبلیغات عظیم مک دونالد و امثال اون ها و شعبه هاشون تقریبا در سرتاسر دنیا که در نهایت به فست فود گرایی و کمک به روند چاقی در آمریکا کرد گرفته تا برنامه های ام تی وی که در اون دختر و پسر ها ندیده با هم قراره دوست بشن و از دست بر قضا تقریبا همگی یک پا مانکن و بدنساز تشریف دارن ( 1/3 یک سوم مردم آمریکا از چاقی رنج میبرن ) و یا آمریکن آیدل که در واقع مثل یکشبه پولدار شدنه . درسته برنده ی آمریکن آیدل باید توانایی بالایی داشته باشه اما در پایان حاصل اون تنها یک ستاره پاپ دیگه خواهد بود که ممکنه برای مدتی هم که شده بدرخشه و باز دل نوجوان های دبیرستانی رو ببره. از طرفی سریال های سطحی و چرت که تمام فضای ممکن شبکه های 24 ساعته رو پر میکنن و نشان دادن زندگی تجملاتی و کامل کره ای ها ( همگی به نوعی تقلید از فرهنگ جهانی امریکاییست ) گرفته تا نشان دادن کشور فقیرهند به بهترین شکل ممکن در سریال عشق و نفرت با بازیگرانی عمدتا غیر هندی. ( 41 % درصد مردم هند زیر خط فقر جهانی بسر میبرند ) یا فیلم های برزیلی و مکزیکی معلوم الهال که کلفت های خونه هاشون یک پا پرنسس هستند! این کامل گرایی و ایده آل گرایی در زندگی تمام ما چه بخواهیم چه نخواهیم تاثیر گذاشته و میذاره .
سطحی نگری یکی از خواسته های دولت در سایه است. حکومت های مخفی با دادن آزادی صوری به طیف جوان به نوعی اون ها رو مشغول به علایقی میکنن که از قبل توسط خودشون طراحی شده اند. اما کمی سرک کشیدن به مسائل داخلی هرگز برتابیده نخواهد شد. شاید شکافتن موضوع از این دید به نظر بدبینانه بیاد این هم به این علته که من دارم «خارج از نورم معمول » حرف میزنم.
جورج اورول در رمان 1984 خودش در بخش تئوری های گلدن اشتاین نکته ظریفی رو در مورد قدرت بیان میکنه که : قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. تئوری توطئه موضوعی هستش که میشه بصورت عمیق درش تعمل کرد.از طرفی هم باید مراقب بود که هر اتفاق رو یک دسیسه قلمداد نکرد چون در اون حالت وارد پارانویا میشیم !
شواهد 9/11
با مشاهده مستند Terror Storm میبینیم که چند ماه قبل از سپتامبر کنگره آمریکا مصوبه ای رو به تصویب میرسونه که در اون ذکر شده که اگر در شرایطی فوق العاده امنیت هوایی آمریکا توسط عملیات های تروریستی به خطر بیافته تنها 3 نفر مجوز صادر کردن دستورات تهاجمی و دفاعی رو دارند. 1- خود شخص رئیس جمهور ( بوش ) 2- معاون اول ( دیک چینی ) 3- وزیر دفاع ( دونالد رامسفرد)
در زمانی که برج های دوقلو در حال سوختن بودن یک بوئینگ 757 که باید راهی لس آنجلس میشد به سوی پنتاگون روانه شد و بهش اصابت کرد. و این در حالی اتفاق میافته که آمریکا به تنهایی دارای قدرتمندترین نیروی نظامیه و پنتاگون محافظت شده ترین ساختمان زمینه و بیشترین تعداد دوربین های مخفی رو داره اما از اون اتفاق تنها چند عکس و ویدیو منتشر شده.در اون زمان دیک چینی و رامسفلد هیچ اقدام پیشگیرانه ای انجام ندادند و رئیس جمهور هم در تمام این مدت در اون مدرسه موند و از همونجا اخبار حملات دوم و سوم رو دریافت میکرد و همچنان برنامه صبحگاهی مدرسه رو کنسل نکرد . در مدت زمان یک ساعت پرواز هیچ هواپیمای جنگی برای دفاع از پایتخت به پرواز در نیومد و تنها چند جت جنگی بی هدف به پرواز در اومدن و در نهایت عدم هماهنگی در این شرایط بحرانی به کشته شدن تقریبا 3000 نفر منجر شد.
—
سوال پرسیدن هیچوقت گناه نیست :
آیا ممکنه بحران های اقتصادی جهانی ایجاد شده باشن تا اینکه اتفاق افتاده باشن ؟
جنگ ها چه منفعتی برای کشور ها دارن ؟
و اینکه در نهایت چه گروهی قراره از تمام این ها سود ببره ؟
…
جواب چندان دور نیست اگر هر چه که بهمون گفته میشه رو قبول نکنیم
————-
Ruled By Secrecy
بلامی در مورد این آهنگ میگه : این در مورد یک مردیه که از کارش برمیگرده خونه و به همه شلیک میکنه و همه رو میکشه. و با دست های خون آلود روبروی زن می ایسته ( و بنگ) مرد متوجه شده که با تمام تلاشش هیچ قدرتی نداره و هیچکس نیست.
Repress and restrain
Steal the pressure and the pain
Wash the blood off your hands
This time she won’t understand
سرکوب شده و خنثی
از این فشار و درد بکاه
خون را از دستانت پاک کن
اینبار زنت متوجه نخواهد شد (شاید کنایه ای از اینکه او مرده )
Change in the air
And they’ll hide everywhere
And no one
Knows who’s in control
این هوا را عوض کن
و بعد آن ها همه جا محو میشوند
و هیچکس
نمیداند چه کسی در قدرت است
You’re working so hard
And you’re never in charge
Your death creates success
Rebuild and suppress
تو به سختی کار میکنی
اما هیچوقت جایگاهی نداشتی
مردن تو سود بیشتری دارد
دوباره از نو و سرکوب شدنت
Change in the air
And they’ll hide everywhere
And no one
Knows who’s in control
این هوا را عوض کن
و بعد آن ها همه جا محو میشوند
و هیچکس
نمیداند چه کسی در قدرت است
——————————–
DOWNLOAD SONG
—
میچیو کاکو : ابر فضا / Hyper Space
میچیو کاکو یکی از بزرگترین تئوریسین ها در زمینه فیزیک نظری هستش و یکی از ده ها دانشمندی که بر روی نظریه ریسمان کار میکنن. کاکو تا کنون کتاب های عامه پسند و جذابی رو در زمینه کهکشان ها و به طور عام فیزیک منتشر کرده. یکی از کارهای موفق و بسیار محبوب او کتاب ابر فضا ( Hyper Space ) هست که از کتاب های مورد علاقه متیو بلامی هم بشمار میره. برای همین تصمیم گرفتم چند وقت یکبار به صورت بخش بخش قسمت های جالب کتاب رو ترجمه کنم.
از اونجایی که میوز تا انتشار آلبوم بعدی اجرای زنده ای نخواهد داشت در این قحطی خبر ! این بخش میتونه سرگرم کننده باشه.
گفته میشه بلامی تونسته با الهام از این کتاب آلبوم منشا تقارن ( Origin Of Symmetry ) رو کلید بزنه. در این کتاب شما به مرور با واژه های String Theory ( نظریه ریسمان ) برمیخورید که خودش شاخه هایی همچون Symmetry و Super Symmetry رو هم در بر میگیره. از دید نظریه ریسمان اتم ها در ریز ترین حالت ممکن به شکل ریسمان هستند و این نظریه در تلاشه که بتونه قوانین و نیروهای طبیعت رو ساده و به هم مرتبط کنه.
متن پایین ترجمه بخش اول کتاب ابر فضا ست.
بخش اول
ورود به بعد پنجم
————
جهان هایی ورای زمان و مکان
—–
میخواهم بدانم که خدا چگونه این جهان را آفریده. من علاقه ای به این آن پدیده ندارم میخواهم تفکراتش را بدانم باقی تنها جزییات هستند.
آلبرت انیشتین
تحصیل در فیزیک
دو حادثه از دوران کودکی من باعث بالا رفتن درک من از دنیا شد و مرا به سوی تبدیل شدن به یک فیزیکدان نظری سوق داد.
یادم میاید که وقتی پدر و مادرم گاهی اوقات مرا به باغ چای در سانفرانسیسکو میبردند . یکی از شادترین خاطرات من در ان دوران این بود که روی لبه حوض خم بشوم و ماهی های قرمز و رنگ وا رنگ را در زیر سوسن ها دید بزنم. در ان دقایق ذهن خودم را آزاد میگذاشتم که هر جا که دوست دارد چرخ بزند و یک سوال احمقانه ای میپرسیدم که فقط یک کودک میتواند بپرسد. مثل اینکه چگونه آن ماهی در حوض دنیای اطراف خودش را میبیند . فکر میکردم که عجب دنیای عجیب و غریبی باید داشته باشند.
اینکه تمام عمرشان را در ان آب های کم عمق سپری کنند. ماهی ها باور داشتند که جهان شان تنها از این اب کدر و نیلوفر های آبی تشکیل شده. هنگامی که در کف آب در حال گت و گذار اند به ندرت آگاهند که دنیایی غریب و بیگانه در بالای سرشان وجود دارد. طبیعت دنیای من فراتر از درک اون ها بود. کنجکاو بودم که به فاصله ای تنها چند سانتیمتر از ماهی ها بنشینم ولی همچنان یک دنیا از هم فاصله داشته باشیم.
من و ماهی در دو دنیای متفاوت زندگی میکردیم و هرگز وارد دنیای هم نمیشدیم ولی همچنان با نازک ترین مانع ممکن از جدا بودیم. سطح آب !
یکبارفکر کردم که شاید بین آن ماهی ها تعدادی ماهی دانشمند هم وجود داشته باشند. فکر کردم که دانشمند هاشون به هر ماهی که بگوید ممکن است یک جهان موازی در بالای آن نیلوفر های آبی وجود دارد را به استهزا بگیرند. برای ماهی دانشمند هر چه که بشود دید و لمس کرد معنی واقعیت میداد.
یکبار باران به شدت شروع به باریدن کرد. سطح آب حوض توسط هزاران قطره آب بمباران شدند. سطح آب متلاطم شد و نیلوفر های آبی همانطور به این ور و آن ور میرفتند. وقتی از باد و باران پناه گرفتم به این فکر فرو رفتم که این اتفاقات برای آن ها چگونه به نظر خواهد آمد. از دید آن ها نیلوفر ها به خودی خود به این طرف و آن طرف میرفتند و هیچ نیرویی نبود که آن را هل بدهد. از آنجایی که آبی که در زندگی میکردند مثل هوای بالای سر ما نامرئی بود متحیر بودند که چه چیزی باعث حرکت آن ها میشود. متصور شدم که دانشمند هاشان برای مخفی کردن جهل شان واژه هوشمندانه «نیرو» را بسازند.
از آنجایی که ناتوان بودند که امواج آب را بر روی سطح نامرئی مشاهده کنند نتیجه میگرفتند که این عامل نامرئی و مرموز (نیرو) بین شان وجود دارد. یکبار تصور کردم که بروم و یکی از آن ماهی های دانشمند را از حوض بیرون بکشم و آن هم در بین انگشت هایم با عصبانیت تکان تکان بخورد. برایم جالب بود بدانم که برای باقی ماهی ها این اتفاق چگونه به نظر خواهد آمد. برای آن ها این واقعا یک اتفاق ناخوشایند بود.در ابتدا تصور میکردند که یکی از دانشمند ها بدون رد پایی ناپدید شده است. هر کجا که بگردند اثری از ان نیست. وقتی که من دوباره او را به درون حوض می اندازم دانشمند به ناگه از هیچ کجا دوباره ظاهر میشود. برای باقی ماهی ها این مثل معجزه میماند. بعد از جمع و جور کردن خودش ماهی دانشمند یک داستان واقعی را را تعریف میکند : بی خبر از این جهان ( حوض ) به بیرون کشیده شدم و به عالم مردگان پرتاب شدم که نور های خیره کننده ای داشت و اشیا و اشکال عجیبی دیدم که تا حالا ندیده بودم. از همه عجیب تر آن موجودی بود که مرا نگه داشته بود که حتی یک ذره هم به خود ما شباهت نداشت. شوکه شده بودم که دیدم باله هم نداشت اما حرکت میکرد ! و جالب اینجا بود که قوانین آشنای طبیعت در این دنیا هیچ کاربردی نداشت. بعد به ناگه خودم را در این دنیا دیدم.
من اغلب فکر میکنم که ما هم به مانند همان ماهی در حال چرخ زدن در حوض خودمان هستیم و اطمینان داریم که دنیای ما شامل تمام چیزهایی است که میبینیم و لمس میکنیم.مثل ماهی دنیای ما شامل چیزهای دیداری و آشناست. ما با خودبینی تمام احتمالات وجود جهانی موازی یا ابعادی فراتر درست در بالای سرمان را رد میکنیم.اگر دانشمندان واژه هایی همچون «نیرو» را اختراع میکنند تنها به خاطر این است که نمیتوانند لرزش هایی که فضای اطرافمان را پر میکند را ببینند. خیلی از دانشمندان ایده ابعاد فراتر را به سخره میگیرند چون نمیتوان آن را به طور متناوب در شرایط آزمایشگاهی اندازه گیری کرد.
——
اصطلاحات جدید :
Hyper Dimensions : ابعاد بالاتر
Parallel Universes : جهان های موازی
——————–
میچیو کاکو ورودی ویکی پدیا
نظریه ریسمان ورودی ویکی پدیا
ابر فضا ورودی ویکی پدیا
——————






















